نگذاریم تهران هم آندلس شود

۸۰۰سال مسلمانان با عزت تمام در آندلس اسپانیا زندگی کردند و از دل آن ها دانشمندان و هنرمندان بزرگی درآمدند اما دشمن با طرحی ساده آن ها را از حکومت ساقط و با ذلت از شهر بیرونشان کرد.

دشمن تنها جوانان مسلمان را با ترویج فحشا و بی بند و باری فاسد کرده بود.

 


رونوشت به:

۱-خودم

۲-همه جوونا

سهمیه چیز بدی نیست رفقا

این کامنت رو یکی از فارغ التحصیل های دانشگاه شاهد بصورت خصوصی برام گذاشته و به علت کثرت اینگونه کامنت ها در دوسال اخیر و از بدو تاسیس وبلاگ،بالاخره احساس کردم شاید در این زمینه من دارم اشتباه می کنم که اینقدر از هر طیفی نسبت به مطلب "درباره وبلاگ" انتقاد می شه. 

این بنده خدا هم گویا خیلی دل پری داشته که اصلا توجهی به نگارشش نداشته و همینجور فقط خودش رو خالی کرده.

بهمین خاطر اون قسمتی که گفته بودم با سهمیه به دانشگاه شاهد نرفتم رو از پروفایلم حذف می کنم و از دوستانی که رنجشی براشون ایجاد شده طلب حلالیت می کنم.

کما اینکه همان موقع هم دلایلی برای نوشتم اون بخش داشتم ولی بیخیال،ما باید همه رو درک کنیم ولی کسی نباید ما رو... 


یاعلی



سلام دوست نادیده ام
من هم دانشگاه شاهد بودم و البته من با سهمیه آمده بودم همان که می ترسی تو را به این نام بخوانند سهمیه ای اما برادر من 
سهم من از پدر ندیدنش بو د نداشتنش و مادر نیز هم اما هیچکدام از اینها برایم سخت تر از نیش زبان نیست که تو از آن ابا داری سهمیه

بله برادر من من فرزند شهیدم و سهمیه حق بچه های شاهد چرا چماق کردی سرمان می زنی
آسمان در ستاره بخشیدن سهم من را گرفته با یک جنگ
اگر یک سکولار ضد انقلاب این حرف بزند به من بر نمی خورد اما یک بچه حزب اللهی وقتی چنین بگوید تا اعماق دلم می سوزم.
تویی که با زبان دشنه بر دل می زنی نمی دانی خانه بی بابا بی نهایت سرد است


بعد التحریر:

خوبه که من نظرم رو عوض کردم و اینهمه هم باید در کامنت ها چه خصوصی و چه عمومی زخم زبون بشنوم.

اون حرفی که من از دوسال پیش تا حالا نوشته بودم، علتی داشت که شرحش شاید درست نباشه و بیشتر باعث تخریب بشه تا اصلاح،لذا از خیرش گذشتم؛حالا شما هم یه کم انصاف داشته باشید لطفا.البته آزادی بیان خوبه ولی یه کم به فکر دل منم باشید!

تو دبیرستان ما چند نفری بودن که سهمیه داشتن و تو اون مدرسه هفتاد و دوملت ما و در لابی هایی که برای تخریب این عزیزان شکل می گرفت،من همیشه مدافع سهمیه داشتن اونا بودم و جلوی حرف خیلی ها وایسادم؛ولی عکس العمل هایی که الان دارم می بینم واقعا دردناکه!

در ایران اعتراض،در انگلیس اغتشاش!

چند روزی است که انگلستان شاهد اعتراض جوانان و مردم محروم خود است.

مردمی که تنها خواسته شان اجرای عدالت اجتماعی و اصلاح سیاست های غلط اقتصادی دولت دیوید کامرون-نخست وزیر- است.

این اعتراض ها که با کشته شدن مارک دوگان 29 ساله توسط پلیس و در تاتنهام آغاز شده است،اکنون به اکثر شهرهای مهم از قبیل لندن و منچستر نیز رسیده و شرایط کشور را بحرانی کرده است.

اما نکته قابل توجهی که در این اعتراض ها دیده می شود،نوع پوشش رسانه های غربی است.

این رسانه های بظاهر منصف، اینبار اعتراضات مردم عدالت خواه انگلیس را با کلیدواژه های "آشوب" و "اغتشاش" (riot) پوشش می دهند و مردم را "دزد" ، "غارتگر" و اعمال آن ها را "جرم محض" و "اقدام علیه امنیت ملی" خطاب کرده اند.

اما اگر به عملکرد همین رسانه ها در فتنه 88 ایران نگاهی بی اندازید،متوجه وابستگی شدید شان به لابی های صهیونیستی و استکبار جهانی خواهید شد.

در جریان فتنه 88 که عده ای در اوهام کودکانه خود قصد براندازی نظام مبتنی بر مردم سالاری ایران را داشتند،توسط این رسانه ها "معترضین" ی خطاب می شوند که تنها به دنبال آزادی و مطالبه حقوق حداقلی خود هستند؛ولی در این ایام که دولت  بریتانیا در برابر قیام محرومین خود قرار گرفته است،همان مردم می شوند دزد ،غارتگر،آشوبگر و ...

هیچ کس هم حاضر نیست تا صدای آنان را بشنود، نه ملکه الیزابت و نه دولتمردان انگلیسی؛ ولی این سگ های پلیس هستند که با پاره پاره کردن بدن جوانان انگلیسی جواب این عدالتخواهی محرومان و مستضعفان انگلیسی را می دهند.

کسانی که داعیه حقوق بشرشان گوش فلک را کرده است اکنون با سگ به جان جوانان خود افتاده اند!

تا وقتی که دولت انگلستان نتواند تناقضات خود در قبال پایبندی به اصول دموکراتیک  را درحالی حل کند که هنوز این کشور به طرز قرون وسطایی و سلطنت شاهزادگان اداره می شود،اوضاع محرومین و اعتراض آنان به دیکتاتوری حاکم بر کشورشان  همینگونه خواهد بود.

تصاویر زیر بخشی از پوشش رسانه های بیگانه(بی بی سی،رادیو زمانه،دوئیچه وله،دیلی تلگراف،الجزیره،العربیه و صدای آمریکا) را نشان می دهد.

بعنوان مثال به سختی می توانید در سایت یوتیوب فیلمی از سرکوب وحشیانه مردم توسط نیرو های امنیتی پیدا کنید درحالی که در صفحات اول این سایت سعی شده است کلیپ های حکومتی با مفهوم طغیان و اغتشاش و حتی وحشی گری مردم گذاشته شود!

کلیپ های مردمی نیز یا پاک می شوند و یا آنقدر در بین کلیپ های دیگر پائین می روند و گم می شوند که به سختی می توان آن ها را پیدا کرد.

(برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید)

 


لینک مرتبط:

بیانیه 40دفتر انجمن اسلامی در محکوم نمودن سرکوب قیام محرومین انگلیس

ادامه نوشته

حال فعلی آیت الله امجد چگونه است؟!

حدود 10 سال است که آقای امجد را می شناسم ، از وقتی که در روستای احمدآباد دماوند در منزل آیت الله جوادی آملی سخنرانی می کردند و پس از تمام شدن منبرشان،مردم و جوان ها برای بوسیدن و متبرک شدن به نفس پاک ایشان دوره‌شان می کردند. خیلی به آقای امجد ارادت داشتم و واقعا احساس می کردم اگر چندتا انسان پاک در عصر حاضر وجود داشته باشند، قطعا یکی از آنها آیت الله امجد خواهد بود حتی یادم می آید هنگامی که به سن بلوغ رسیده بودم،برای انتخاب مرجع تقلید خدمت ایشان و آیت الله جوادی آملی رسیدم تا در مورد اعلمیت افراد حاضر، نظرشان را جویا شوم.
وقتی از آقای امجد نظرشان را پرسیدم با حالت بدی به بنده گفتند که برو تو هنوز بچه هستی! بهم برخورد ولی وقتی به چند نفر دیگه عکس العمل آقای امجد را گفتم،بهم فهماندند که اولیاء الله رد گم می کنند و نمی خواهند خیلی بین مردم محبوب باشند.

همان زمان ها بود که در مراسم دهه آخر ماه صفر حاج سید احمد آقای حسینی که از رفقای آیت الله امجد هستن شرکت می کردم و قبل از اذان صبح از خواب بیدار می شدم تا به نماز جماعت و سخنرانی آیت الله امجد برسم ؛همه اینها بخاطر تاثیر شخصیت عجیب ایشان بر من بود اما متاسفانه در فتنه 88 اظهار نظرهایی از ایشان منتشر شد که اوائل باور نمی کردم ولی کم کم باورم شد.

در همان ایام فتنه بجای اینکه ایشان از جایگاهشان استفاده کنند و در آن فضای غبار آلود، رویه ی روشن گری را پیشه خود سازند،بالعکس در سخنرانی هایشان همه مسئولان نظام را زیر سوال بردن و تنها شخص مقام معظم رهبری از نیش سخنان ایشان در امان ماند. 

از همان موقع اهالی محله مان که به منطقه دارالمؤمنین شهره اند دیگر رغبتی به دعوت از ایشان برای مجالس ایام محرم و صفر نداشتند و کسانی که ایشان را در مجالس خودشان دعوت می کردند مورد اعتراض مردم انقلابی منطقه قرار می گرفتند.

اما در حال حاضر مواضع ایشان خیلی فراتر از گفته های قبلی شان در فتنه 88 رفته است و متاسفانه سخنان دشمن شادکنشان هر روز تیتر اول خبرگزاری های اپوزوسیون و معاند نظام گشته است. از صحبت های اخیرشان بر می آید که هیچ ابایی ندارند از اینکه اینگونه رسانه ها به تقدیر و تجلیل از ایشان بپردازند و حتی حمایت از این رسانه ها را به نظام هم پیشنهاد کرده اند. حتی خطر سقوط نظام را هم به مسئولین ارشد گوشزد کرده اند!

" حرف ما این است که روشن شوید تا به کلی سقوط نکنید. خودتان مردانه به میدان بیایید و حقیقت را بگویید. جمهوری یعنی مردم راضی و ناراضی بتوانند حرف خودشان را بزنند، آن وقت خواهید دید جامعه چقدر رشد خواهد کرد. نه اینکه همه ی رسانه ها را یکطرفه کنیم و آن وقت یک کسی به اسم روحانی هر چه دلش می خواهد بگوید. این درست نیست " (سخنان اخیر آیت الله امجد در جمع نمازگزاران)

اصلا فرض می کنیم ما بصیرت کافی برای تحلیل مواضع آیت الله امجد را نداریم اما با این سخن امام چه کنیم که فرمودند اگر دیدید دشمن برای شما کف می زند بدانید راه را غلط رفته اید؟!
همچنین فرموده اند که درست نیست کسی به اسم روحانی هرچه دلش می خواهد بگوید، درحالی که یک روی سخن ایشان به شخص خودشان بر می گردد و امید است که اگر لااقل نمی خواهند مواضع خود را تغییر دهند،لطف کنند نظر برآمده از فیلترهای مسموم اطلاعاتی که به ایشان می رسد را به خورد افکار عمومی ندهند و موجبات مسرت معاندین نظام اسلامی را فراهم نسازند.

چندی پیش با جمعی از جوانان و دوستان خدمت آیت الله امجد رسیدیم و از ایشان سؤالات متعددی در خصوص مسائل سیاسی پرسیده شد. ایشان صراحتا به خوب و پاک بودن کاندیدای بازنده انتخابات ریاست جمهوری دهم اذعان کردند و بعد هم درمورد شخص رهبری نظر خود را بیان کردند: من ایشان را دوست دارم و ایشان هم من را !

جایگاه ولی فقیه جایگاهی است که باید عاشق امت خود باشد اما این سخن آقای امجد که دوستدار رهبری هستند با توجه به مواضعی که از سال88 تا کنون اتخاذ کرده اند، به هیچ وجه قابل قبول نیست.

نکته قابل تأمل آنکه حلقه خبر رسانی به آیت الله امجد و حضرات آیات اعظام متاسفانه این روزها به هر نحوی در صدد تمایل این عزیزان به سمت و سوهای سیاسی معاند و مخالف با نظام هستند.

بهترین تذکر برای این بزرگواران یاد آوری آیه 6 سوره حجرات است.

يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِن جَآءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبِإٍ فَتَبَيَّنُواْ أَن تُصِيبُواْ قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُواْ عَلَى‏ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ‏

اى كسانى‏ كه ايمان آورده ‏ايد! اگر فاسقى براى شما خبرى مهم آورد تحقيق كنيد، مبادا (از روى زودباورى و شتاب‏زدگى تصميم بگيريد) و ناآگاهانه به گروهى آسيب رسانيد، سپس از كرده‏ ى خود پشيمان شويد.

بر اساس روايات متعدّد از طرق شيعه و سنّى، اين آيه درباره وليدبن عقبه نازل شده است. زيرا پيامبر او را براى جمع‏ آورى زكات از قبيله بنى مصطلق اعزام داشت، امّا از آنجا كه ميان او و اين قبيله در دوران جاهليّت، خصومتى شديد بود، هنگامى كه اهل قبيله به استقبال او مى‏ آمدند، گمان كرد كه به قصد كشتن او آمده‏ اند. لذا جلوتر نرفت و نزد پيامبر بازگشت و خبر داد كه مردم از پرداخت زكات خوددارى كرده‏ اند. پيامبر از اين خبر ناراحت شد و تصميم گرفت آنان را توبیخ کند. آيه فوق نازل شد و در مورد خبر فاسق دستور تحقيق داد.

روشن است كه فسقِ وليدبن عقبه، از ابتدا روشن نبود و گرنه پيامبر شخص فاسق را به عنوان نماينده خود جهت دريافت زكات اعزام نمى‏ كرد، بلكه پس از دروغى كه وليد در مورد سرباز زدن قبيله بنی مصطلق از پرداخت زكات گفت، اين آيه فسق او را آشكار ساخت تا پيامبر و مؤمنان بر اساس خبر او عمل نكنند.


زیرپستی:
متاسفانه موضع گیری های ناحق ایشان کماکان ادامی دارد و بتازگی گفتند:“تنها چاره کار و خروج کشور از بحران را نه سکوت روحانیون و اهل دیانت، که آزادی کلیه‌ی زندانیان سیاسی، ایجاد فضای باز سیاسی و توبه‌ی حاکمیت ظلم و جور و برگشتن همه‌ی مسئولان فعلی کشور به سمت خدا و عدالت”
این دلنوشت رو حدود یک ماه پیش نوشته بودم و موضع گیری مجدد ایشون دوباره شک عجیبی به من وارد کرد!
سعی می کنم دیگه چیزی درباره ایشون ننویسم و نگم ؛که گویا بصیرت ما در این زمینه ته کشیده! 
خدا عاقبت همه رو ختم به خیر کنه...

کسانی که می خواهند نماینده مجلس شوند بخوانند!

جانباز بود و داشت خونه می ساخت. اومد پیش مرحوم ابوترابی (رضی الله عنه) که نماینده شهرش بود تا براش کاری کنه. مرحوم ابوترابی وامی براش درست کرد و بعد یه مدت دوباره اون جانباز اومد خدمت ایشون و گفت آقا این وام جواب منو نمی ده یه کاری بکن. آقای ابوترابی گفت دیگه کاری نمی تونم بکنم اون جانباز برگشت گفت من نمی دونم تو نماینده شهرمی باید واسم یه کاری کنی. مرحوم ابوترابی گفت باشه آدرس خونه ات رو بده.
فرزند ایشون می گفتن تا مدت ها می دیدیم پدرمون شبها میرن و سحرها با لباس خاکی بر می گردن. بعدا فهمیدیم که ایشون برای حمالی می رفتن خونه اون جانباز.
نماینده مردم بودن یعنی اینطور رفتار کردن.

اگر چه تو جمهوری اسلامی از این آدما تو مسئولیت های مختلف کم و بیش داریم و گمنام هم هستند اما ما می خوایم تمام نماینده هامون اینطور باشن.


بازتاب ها:

پارساپرس

پژواک

خبرنامه دانشجویان ایران