شهید محمود مهاجر

صحنه‌ای که دیروز دیدم را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم چون بعید می‌دانم تا پایان عمر نظیر آن را از نزدیک حس کنم.

قرار است که صبح فردا پیکر 80 شهید دفاع مقدس تشییع شوند. از این 80 شهید، 12 شهید شناسایی شدند که یکی از آن‌ها نوجوان 15 ساله‌ای به‌نام شهید محمود مهاجر و اهل محله تختی در جنوب تهران است.

دیروز با گروهی از بچه‌های معراج شهدا و بچه‌های محله تختی به خانه شهید مهاجر رفتیم تا خبر تفحص شهید را به پدر و مادرش دهیم و بگوییم که فرزندتان بعد از ۲۵ سال برگشته است.

عکس بالا، مادر شهید را نشان می‌دهد درحالی که دارد کفن فرزندش را که از شلمچه تا تهران در آن پیچیده شده بود؛ می‌بوید، می‌بوسد، اشک می‌ریزد...

لینک‌های زیر را ببینید:

فیلم:: دیدار با خانواده شهید مهاجر(فیلم دیروز)

بعد از 25 سال پیکر شهید محمود مهاجر به دامان خانواده بازگشت+عکس‌های دیروز

اولین روایتگری پدر از چگونگی شهادت محمود 15 ساله

حضور خانواده شهید مهاجر بر سر پیکر او در معراج شهدای تهران+عکس

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد

امروز انتخابات انجمن اسلامی دانشکده فنی بود و بعد از سه سال کار تشکیلاتی دیگر امسال کاندید هیچ چیز نبودم؛ تا اینجای کار خیلی راحت بود و فقط این بود که کاندید نبودم اما الان که دوستان نتایج انتخابات رو بهم خبر دادن و شورای جدید مشخص شد...
راستش را می‌گویم، والله الان دارم گریه می‌کنم بخاطر اینکه توفیقی به این بزرگی از این به بعد از حقیر سلب شده است.

دارم حس می‌کنم حرفی را که «محمد رضایتی» پس از انتخابات شورای مرکزی سال گذشته‌ی دانشگاه زد که چقدر جداشدن از انجمن سخت است، چقدر خوب خودش را در آن جلسه کنترل کرد و بغضش را فرو داد، اما وضع من تفاوت دارد. بنده خدا مادرم! الان خیال می‌کند خل شدم و یا..!

تبریک می‌گویم به همه دوستانی که از دانشکده‌هایشان برای فعالیت در انجمن اسلامی منتخب شدند. بنابر گفته امام خمینی(ره) «اسم انجمن اسلامی تکلیف می‌آورد؛ و رسالت انجمن‌های اسلامی رسالت انبیاست»، خوش‌حال باشید از این‌که چنین تکلیف و رسالت بزرگی را بر دوش شما گذاشتند و حتما برای موفقیت در این مسیر، از اهل بیت (علیهم السلام) یاری بخواهید.

اصلا فکر نمی‌کردم انقدر سخت باشد...

جهت اطلاع معصومه ابتکار

شب گذشته و بمناسبت سالگرد 16 آذر، مناظره‌ای با حضور عبدالحسین روح‌الامینی و معصومه ابتکار در برنامه «دیروز امروز فردا» برگزار شد.

چندان مته به خشخاش نمی‌گذارم و نمی‌خواهم به تمام حرف‌های معصومه ابتکار که همان ابتدا جای بهزاد نبوی و سایر اخلالگران علیه امنیت ملی را در رسانه ملی خالی می‌دید، پاسخی بدهم؛ اما یک نکته که شاید خیلی بیشتر به من و دوستان دانشجو ربط داشته باشد را می‌خواهم یادآوری کنم.

وقتی روح‌الامینی از خفقان نقد دانشجویی در دوران سازندگی آقای هاشمی و اصلاحات محمد خاتمی انتقاد می‌کرد، معصومه ابتکار توضیح داد که اتفاقا در دوران خاتمی، رئیس جمهور به صحبت همه مخالفین و منتقدین گوش می‌داد و بسیار محترمانه پذیرای آن‌ها بود.

حالا می‌خواهم دیدار دانشجویی آقای خاتمی در 16 آذر 83 با دانشجویان دانشگاه تهران را که اتفاقا آخرین دیدار دانشجویی رئیس جمهور اصلاحات بود، مجددا روایت کنم.

متنی که در زیر می‌خوانید را در تیرماه 90 نوشته‌ام و عینا آن را همراه کلیپ16 آذر، کپی می‌کنم(عکسی هم که می‌بینید دقیقا مربوط به همان16آذر83 است که...واضح است!):

محمد خاتمی در دیداری که اخیرا جمعی از اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه شیراز  با او داشته اند بیان داشته است که:

"یکی از بهترین خاطرات من سال ٨٣ بود که در دانشگاه تهران به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی و دومین مقام کشور صحبت می کردم و دانشجویان اعتراض های تندی کردند. و من مطمئن بودم جوانی که بلند شده و اعتراض می کند ذره ای نگران نیست که بیرون از این در با او برخورد خواهد شد. گرچه ما می خواستیم همه کشور و ارگانها و نهادهای صاحب قدرت اینگونه باشند."

این سخنان در حالی توسط خاتمی مطرح می شود که در همان جلسه ای که آن را بعنوان بهترین خاطره خود در سال 83 یاد می کند،زمانی که احساس کرد دانشجویان تمایلی به شنیدن حرف های او ندارند و با شعار و فریاد از سخنرانی او جلوگیری به عمل می آورند، خطاب به معترضان گفت که اگر سکوت نکنند دستور اخراج آنها از سالن را خواهد داد. او به دانشجویان معترض گفت که چرا آدم نمی شوند و با تشبیه رفتار آنها به دیکتاتورها ابراز امیدواری کرد که در دانشگاه ها شاهد حضور دیکتاتورها نباشد.

سخنان خاتمی در جمع دانشجویانی که هشت سال قبل تر از این آن ها را با شعار واهی آزادی به گرد خود جمع کرده بود و برای آمدنش سوت و کف می زدند ،نفاق او و هدف اصلی اش برای استفاده ابزاری از جنبش دانشجویی را نمایان کرد که در نهایت در جواب انتقاد های به حق دانشجویان در مورد شعاری بودن حرف هایش در این هشت سال، گفت : "شما جوان هستید و نمی دانید مساله چیست" اما این گفته با ادعای خاتمی مبنی بر روشن فکر بودنش که در همان جلسه باز هم بر آن صحه می گذارد،سازگاری ندارد و  بیان کردن اینکه شما ها نمی فهمید و فقط من می فهمم،عینا موید خوی دیکتاتورمآبانه اوست.

 اما یقینا این بار هم جوانان همانند گذشته مساله را به درستی  فهمیده بودند و این خاتمی بود که  مشت خالی خود را پس از هشت سال برای دانشجویان باز کرده بود.

حال اگر بهترین خاطره خاتمی ،رسوایی در برابر حامیان اصلی اش یعنی دانشجویان بوده است ؛ باید تاملی کرد و بدترین خاطره او را جستجو کرد ؛که البته با این معیاری که از خوبی و بدی در ذهن رئیس جمهور دوران اصلاحات یافته ایم، احتمالا مصداقی برای بدترین خاطره آقای متمدن اصلاحات نخواهیم یافت!


دانلود کلیپ 16 آذر 83



بدترین خاطره خاتمی چیست؟