راه آهن تا تجریش
رضا کردلو هم برگشته، در دی ١٤٠١ . بعد از ٩ سال پست جدید گذاشته. وبلاگ «راه آهن تا تجریش» رو ببینید. چی فکر میکردیم این اسمها رو واسه وبلاگامون انتخاب میکردیم؟ مثلا همین «آرمانهای اینجوری» :)
رضا کردلو هم برگشته، در دی ١٤٠١ . بعد از ٩ سال پست جدید گذاشته. وبلاگ «راه آهن تا تجریش» رو ببینید. چی فکر میکردیم این اسمها رو واسه وبلاگامون انتخاب میکردیم؟ مثلا همین «آرمانهای اینجوری» :)
بالاخره یکروز میاید اینجا و از اینکه در بهمن ١٤٠١ وبلاگ نویسی میکنم تعجب میکنید.
به دعوت حسین آقای قرایی کتاب «پاییز آمد» رو خوندم. کتاب درباره خاطرات همسر شهید احمد یوسفیه. چقدر یاد دوران دانشگاه افتادم. زمان دانشجویی با کتابهای «اینک شوکران» انس داشتم، مخصوصا دو جلدی که مربوط به خاطرات همسر شهید مدق و همسر شهید ایوب بلندی بود. «پاییز آمد» شبیه اونها بود.
موقع خوندن کتاب دوباره انگار دانشجوی ترم دو و سه کارشناسی بودم. دوست داشتم بعدش مثلا توی انجمن اسلامی دانشکده فنی هنوز دبیر میبودم و جلسه شورای دانشکده میگذاشتم و مسابقه کتابخوانی و بعدش هم دعوت از همسر شهید و یک همایش کوچیک در سالن اجتماعات دانشکده. یادش بخیر. یاد معین هم بخیر.
دو سه ماهی میشه که فیلترشکنی ندارم. واتساپ رو از روی گوشیم حذف کردم و اینستاگرام هم فقط هست اما کار نمی کنه. به توییتر وابسته بودم که اونم در دسترس نیست. دلتنگ اینجا شدم. فعلا همین.