به مناسبت ایام حج، مطلب زیر را برای خبرگزاری ایبنا نوشتم.
سفر زائران خانه خدا و حجاج بیتالله الحرام از مدتی قبل آغاز شده و اکنون زائران ایرانی در اعتاب مقدسه مدینه و مکه مهمانند تا به زودی اعمال حج را بجا بیاورند. سهمیه و هزینه حج دو عامل محدود کنندهای هستند که باعث میشود دست بسیاری از هموطنانمان از این شیرینی و واجب الهی کوتاه شود. در روزهایی که مسلمانان دنیا را سفیدپوش، یکدست و هم مسیر دور خانه خدا میبینیم و صدای لبیکشان را میشنویم، دلهای بسیاری هم روبروی رکن یمانی و محل ولادت مولایمان علی(ع) یا پشت مقام ابراهیم و یا چسبیده به حجر الاسود گرفتار میشود؛ اما چاره چیست؟
سفرنامه نویسی از گذشته مرسوم بوده است و سفرنامههای حج متعددی به یادگار مانده است که اکنون قابل دسترس است. با سفرنامهها میشود پا به پای نویسندههای آن راهی بیت الله شد. اینبار سفرنامههای قدیمی را کنار میگذاریم و سراغ معاصرها میرویم تا با زبان امروزی، هم قدم حجاج شویم.
از خال سیاه عربی بگو
حامد عسگری نویسنده و شاعر و مجریست. همین ماه رمضان گذشته، هر روز برنامه سحرگاهی شبکه افق را با شاعرانگی مخصوص خودش اجرا کرد. سفرنامه حج او با نام «خال سیاه عربی» برای اولین بار در سال ١٣٩٩توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شد و اکنون بیش از ١٠ بار تجدید چاپ شده است. حامد عسگری متولد بم است و از شهرستان، خانواده و آن زلزله مهیب کلی خاطره دارد. سفرنامه حجش نیز خالی از خاطرات او نیست و حتی داستانش از مدینه و مکه شروع نمیشود. در این سالها استقبال خوبی از ادبیات حامد عسگری شده است و همین کتاب «خال سیاه عربی» تاکنون بیشتر از ١٠ بار تجدید چاپ شده است.
٣ پسر بازیگوش در شهر خدا
سید مجید حسینی شلوغ و شیطان است. تند تند صحبت میکند، وقتی حرص میخورد لبش را میگزد و در ظاهرش همه چیز پیداست. او را وقتی بیشتر شناختند که با مافیای کنکور و ناشران آموزشی و کمک آموزشی گلاویز شد. همین سید مجید حسینی یک سفرنامه حج هم دارد. «اعترافات شهر خدا» سفرنامه حسینی است که در سال ١٣٩٢توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
حسینی در سفرنامهاش هم شیطان و بازیگوش است، انگار با خودش هم لج دارد وگرنه کتابش را با دو روایت «پسر متن» و «پسر حاشیه» نمینوشت! «پسر متن» درون اوست، پسری که ١٠ سال قبلتر به خانه خدا مشرف شده و بچه مثبت است اما «پسر حاشیه» لجباز است، به این راحتیها با چیزی کنار نمیآید و شکاک است. او فرزندی هم به نام امیر دارد که همراه او در سفر است. پس کتابش روایت این پسرهاست. «اعترافات شهر خدا» خرده روایتهای متن، حاشیه و امیر از سفر به حجاز و ریاض است.
حاجی خودتی!
حسن محدثی جامعه شناس و استاد دانشگاه در رشته جامعه شناسی دین است. او بعضی آدم ها را میشناسد که وقتی حاجی خطابشان میکنی ناراحت میشوند و محدثی هم از ناراحتی آنها ناراحت است چون معتقد است سفر حج پر از معنویت است و نباید چنین برداشتی از آن اتفاق بیفتد، شاید حاجیهای ایرانی از خودشان تصویر خوبی نساخته باشند.
محدثی این کتاب را برای جامعهشناسها ننوشته است، که البته به کار آنها هم میآید چون کتاب برای مخاطب عام نوشته شده است. این کتاب، جامعه شناسی حج هم نیست بلکه روایتی از سفر یک جامعه شناس به حج است.
همان همیشگی
میدانیم «خسی در میقات» سفرنامه حج جلال آل احمد است، خب شما هم میدانید. و یا میدانیم که از کتاب حج علی شریعتی هم خبر دارید. حالا چه کنیم؟ از جلال آل احمد تعریف کنیم یا از نثرش؟ از عرفان علی شریعتی بنویسیم یا قدرت قلمش؟ ما کجا و آنها؟ این را هم نوشتیم که فقط بدانید میدانیم تا اگر دوست داشتید در سفر کاغذیتان به حج یک همسفر کلاسیک از جنس آدمهای کافه نادری داشته باشید، میتوانید روی آل احمد یا شریعتی هم حساب کنید.
حج راهیان نور
گلعلی بابایی غیر از اینکه مرد شریف و رزمندهایست، دایرة المعارف هم هست یعنی خودش همینطور که قدم میزند یا مینشیند دایرة المعارف دفاع مقدس است و میشود از آن چیزی برداشت و استفاده کرد و رفت. او کنار همه کتابهایی که نوشته است، یک سفرنامه حج هم با نام «غوغای غبار» دارد. تفاوت سفرنامه حج او با بقیه این است که وسط مکه و مدینه ایستادهاید اما یک نگاهتان به شلمچه و رملهای فکه و هورالعظیم و کانال ماهیست، روبروی حجرالاسود یا پشت مقام ابراهیم ایستادهاید اما حواستان به تک دشمن بعثی هم هست.
با گلعلی که همسفر باشید، انگار با کاروان شهدا در سفر حج همراهید. او در غوغای غبار نوشته است: «در شبه جزیره عربستان و در جاجای مکه و مدینه، هرجایی که قدم میگذاشتم، سیمای نورانی شهیدان مثل توالی مکرر آذرخش در دل شبی ظلمانی به سینه سیاه آسمان ذهن ام خطور میکرد. در این میان آن که بیشتر از همه با دلم بازی میکرد و همه جا همراهم بود، شهید محمود پیربداغی بود؛ او که بهار ١٣٦٥در شبه جزیره فاو به آسمان پرکشید و قلب مرا هم با خود برد.»
«غوغای غبار» را انتشارات سوره مهر برای اولین بار در سال ١٣٨٨منتشر کرده است.
یار کجاست؟
رحیم مخدومی هم نویسنده آثار مهمی در ادبیات دفاع مقدس است. «یار کجاست؟» سفرنامه حج اوست که برای اولین بار در سال ١٣٧٢منتشر شده است. او اسم کتاب را از این بیت انتخاب کرده است که: «کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود / حاجی! احرام دگر بند، ببین یار کجاست؟»
سفرنامه حج مخدومی از آن کتابهاییست که یک تقریض مهم هم دارد. رهبر انقلاب در وصف «یار کجاست؟» نوشته است: «بار دیگر موسم حج شد و وقت انس و معاشقه من با سفرنامههای حج. دود کبابی به ضرورت، با مصداقی از «وصفالعیش، نصفالعیش»؛ و «ماشاءالله کان». اما بیشک این یکی از بهترین سفرنامههای حج است که من خواندهام. اگر نگویم بهترین؛ لطیف، پرنکته، ژرفنگر، باروح، موعظهآمیز، گویا و همراه با هنرمندیهای ادیبانه؛ از قبیل زیبایی قلم، همراهی طنز، اشتمال بر تصویر، آمیختگی به خیال؛ و... خلاصه اینکه، نوشته زیبا و شیرینی است.»