سیاست غلط آمریکا از زبان مزدور سیا
روزنامه دويچه وله آلمان در تاريخ 2/11/85 گزارش داد، پنج ايراني به نام هاي سعيدرضوي فقيه، حسين باستاني، محسن سازگارا، اكبر عطري و علي افشاري در گروهي به نام «سياست و اقدام در ايران» عضويت دارند كه توسط تعدادي از كارشناسان خاورميانه اي وزارت دفاع آمريكا اداره مي شود. اين اپوزيسيون ايراني زير نظر اليزابت چني دختر ديگ چني؛ معاون جنگ طلب جرج بوش فعاليت دارند. هدف گروه براندازي جمهوري اسلامي ايران است و سياست آن در جهت گسترش فضاي رسانه اي و پشتيباني از گروه هاي اپوزيسيون داخل كشور براي تغيير نظام خواهد بود.
حال،علي افشاري عضو سابق دفتر غيرقانوني تحكيم وحدت و جاسوس فعلي سازمان سيا،در بحبوحه تظاهرات مردمی و خیزش اسلامگرایان خاورمیانه و علی الخصوص در کشور استراتژیک مصر،در مقاله اخیر خود از سیاست های غلط آمریکا در قبال ایجاد وسرکوب اعتراضات مردمی و نفرت جمعی نسبت به آمریکا پرده برداری کرد و اظهار داشت که نوع برخورد دولت آمریکا با تحولات مصر شباهت های زیادی با نوع مناسبات هیئت حاکمه آمریکا در ماه های پایانی نظام سیاسی پهلوی با ایران دارد. در واقع می توان خطوط مشابهی را بین روابط کارتر و محمد رضا شاه با اوباما و مبارک مشاهده کرد. البته این ادعا به معنای یکسانی هر دو رویداد نیست . هر پدیده محصول زمانه و شرایط اجتماعی خاص خودش است و باید آن را جداگانه تجزیه و تحلیل کرد. اما همانندی جالبی وجود دارد تا بتوان درک بهتری از نوع رویکرد آمریکا به انقلاب اسلامی پیدا کرد. خیزش انقلابی مردمی مصر در حکم آینه ای است که می توان تصویر سیاست آمریکا در خصوص واژگونی نظام شاهنشاهی پهلوی را به تماشا نشست.
همچنین اشاره داشت که ثبات سیاسی ، حفظ امنیت، انتقال امن نفت و گاز ازخلیج فارس ، حفظ امنیت اسرائیل ، ، کنترل قیمت نفت و جلوگیری از افزایش آن ، ممانعت از نفوذ شوروی و محصور ساختن آن در خاک روسیه از طریق ایجاد یک دیوار آهنین به دور این کشور مولفه هایی بودند که استراتژی رابطه آمریکا در خصوص ایران را تعیین می کردند. در خصوص مصر نیر اکثر این عوامل وجود دارد منتها به جای شوروی ،بنیاد گرایی اسلامی و تروریسم جایگزین شده است. در هر دو کشور ،مسئله دموکراسی اولویت آمریکا نبوده و نیست و ثبات کشور ها به همراه یاری رساندن به تحقق منافع آمریکا اصل بوده است.
رژیم محمد رضا شاه و مبارک با دلگرمی به پشتیبانی آمریکا واطمینان از اینکه آمریکا بر سر این مسائل روابطش را به هم نخواهد زد ، حرکت های دموکراسی خواهانه مردمش را سرکوب می کردند و به نقض حقوق بشر می پرداختند. نهایتا امریکا باید بین دو راهی چشم پوشی از منافع همکاری و یا چشم بستن بر رفتار های ضد دموکراتیک آنها، یکی را انتخاب کند که تا کنون دومی را برگزیده است.
وی افزود، استاندارد های دوگانه آمریکا در زمینه حقوق بشر و دموکراسی در منطقه خاور میانه است. این ارزش ها تحت الشعاع حفظ ثبات و منافع سیاسی و خارجی آمریکا قرار گرفته اند. ایران زمان شاه و دوران کنونی مصر دو نمونه این سیاست هستند. مشکل این سیاست فقدان آینده نگری و دور اندیشی است. قطعا این حکومت ها که در اشکال مختلف سلطانی ، اقتدار گرا ، حکومت تک حزبی و تمامیت خواه وجود دارند با اتکا به غرب ، بقای خود را ادامه داده و تن به گسترش دموکراسی و انتقال قدرت به مردم نمی دهند . رشد اقتصادی و اجتماعی ناگزیر شکل جامعه را عوض می کند و نهایتا این حکومت ها که ریشه خود را در جامعه از دست داده اند ودر شرایط جدید نتوانسته اند حامیانی در اقشار نو ظهور اجتماعی پیدا کنند و تضاد هایی بین ساختار های مدرن اقتصادی و اجتماعی با ساختار ثابت وکهنه سیاسی پیش آمده است ، ناگهان مواجه با انفجار خشم و تقاضا های تغییر می شوند و سقوط می کنند. حاکم شدن فضای ضد آمریکایی در فضای بعد از فروپاشی این حکومت ها هزینه ای است که آمریکا تا کنون برای سیاست های دو گانه و متعارض خود پرداخته است.
لازم بذکر است علی افشاری از حامیان جدی جریانات فتنه 88 بود و در مقاله ای با شدت از عملكرد موسوي و اغتشاش عده اي خودفروخته حمايت كرده و با عنوان اينكه نتيجه انتخابات دهم اتفاقي شوم است، مي نويسد: مديريت كارآمد مهندس موسوي و عمل به تعهداتش در برابر كساني كه به وي رأي داده اند، مي تواند جنبش اعتراضي را از خطر تبديل به شورش كور نجات دهد. گستردگي نفراتي كه در صحنه حضور دارند و كيفيت سازمان يافتگي آنها مي تواند تعيين كند كه آيا اين لقمه حرام از گلوي نظام و حاميان چكمه پوش او پايين مي رود يا خير؟
البته این تعریف و تمجید علی افشاری از مدیریت کارآمد موسوی دیری نمی پاید و در پي افزايش شكاف و اختلاف در كانون جريان فتنه، او هم از قافله جا نماند و غيرمستقيم سران فتنه را بي عرضه خواند. وي در مطلبي با عنوان «بانوي مبارز زندان اوين»، به بهانه تجليل از بهاره هدايت كه او را «بانوي مبارز زندان اوين» و «آبروي زنداني سياسي» ناميد، موسوي و كروبي را مورد عتاب قرار داد كه دنبال شهرت جهاني اند و نوشت: «شجاعت و رشادت وي (بهاره هدايت) ستودني است. اما چرا بايد افرادي چون او كه مايه مباهات و فخر زندانيان سياسي هستند مهجور بمانند، و در عوض نام كساني در سپهر بين المللي ارتفاع يابد كه قد و قامت آنها و عملكردشان قابل مقايسه با او و امثال زيدآبادي ها، تاج زاده ها، اسانلوها، طبرزدي ها و توكلي ها و ديگر افراد مبارز نيست. زمانه كنوني بد زمانه اي است... بلكه نبود معيار و قاعده درست و حاكميت فرهنگ قبيله اي در بخشي از عرصه عمومي داخلي و فضاي جهاني نيز مشكل غامضي است.»
البته جالب است كه علي افشاري نظام را مسئول «قد و قامت» مبارزه نداشتن و بي عرضگي سران فتنه دانست و نوشت: جمهوري اسلامي مسئول به هم ريخته شدن ملاك ها و موازين شايستگي در شرايط پريشان كنوني جامعه ما است.
زیرپستی:
درمورد پست قبلی،در عین حال که آدم یه دنده ای هستم (!) ولی اذعان می کنم یخورده بی بصیرتی به خرج دادم. خدا بنده خودش رو رسوا نمی کنه اونوقت ما...
یا ستار العیوب