تو ناصرخسرو دارم قدم می زنم که متوجه صدای دستفروش کنار خیابون میشم:عینک آفتابی٬طبی٬دستبند و...از یه عینک خوشم میاد و میرم جلو:آقا ببخشید این چنده؟۵۰۰۰تومان! پشیمون میشم و خودم رو جمع وجور می کنم که یارو خیلی یواش برمیگرده ومیگه:آقا دارو هم دارم٬خارجی٬کمیاب٬نایاب...!

این پست رو نوشتم تا از بروبچه های یگان ویژه نیروی انتظامی تشکر کنم که گهگاه با مانورهای خودشون تو ناصرخسرو برای صنف داروفروشان تقلبی اشتغال زایی می کنن وباعث میشن تا بخشی از درآمداین صنف از راه حلال یعنی فروش عینک و انگشتر و...کسب بشه!

نمی دونم چرابعضی از قوانین بصورت دوره ای اجرا میشه؟مثلا دوهفته گیر میدن به کلاه ایمنی موتورسوارها٬البته این هم بد نیست چون بازهم برای همون صنف دستفروش های ناصرخسرو اشتغال زایی میشه٬کلاه پشمی ای رو به اسم کلاه پشمی با تکنولوژی نانو (!)به مردم غالب میکنن که هم ضد آبه هم ضد ضربه جهت رفاه حال موتورسوارها!بعد دوهفته که همه موتورسوارها فرهنگ همراه داشتن کلاه ایمنی رو آموزش می بینن(البته نه اینکه روی سرشون بذارن٬بلکه به یه جای موتور آویزون کنن!)٬مامورین عزیز میرن سراغ طرح پاکسازی خیابون ناصرخسرو و پانزده خرداد٬که البته همون طوری که گفتم کلی توی این طرح ها اشتغال زایی میشه!این بیت هم تقدیم به مسئولین امر:

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود