دوباره بحث را به "اصلح و صالح مقبول" و "تکلیف‌گرایی" کشاند و بازهم با اشاره به دیالوگ‌های مختار و سلیمان صرد حرفش را اثبات کرد. آن روزها که هردویمان مفت و مجانی برای یک سایت خبری مطلب می‌نوشتیم کاملا هم‌نظر بودیم اما امروز همه چیز عوض شده است.

نمی‌دانم چرا این روزها شخصیت مختار حتی برای تحلیل‌گران نامی سیاسی هم تبدیل به اسطوره بصیرت سیاسی شده است؟ اگر حوصله خواندن تاریخ هم ندارند لااقل بد نیست همان دیالوگ‌های مختار با    مسلم ابن عوسجه را بخاطر بیاورند. در آن سکانس مختار به مسلم که راهی کربلاست می‌گوید: "جز برای پیروزی شمشیر نمی‌زنم."

گفت اصلا تاریخ را رها کن، ببین مردم چه می‌گویند. گفتم تاریخ آینه فردای ماست، اگر آن را نخواندی و نمی‌فهمی دلیل ندارد من به آن استناد نکنم!

از سقیفه گفتم و از اینکه اصلح را 25 سال خانه نشین کردند، آنهم به این خاطر که مردم به ابوبکر اقبال کردند.

درست است که کم کم به روزهای تنفیذ حکم رئیس‌جمهور منتخب نزدیک ‌می‌شویم اما مسائلی که در انتخابات یازدهم اتفاق افتاد سال‎ها می‌تواند مورد بحث و نظر قرار بگیرد. در پست‌های قبلی تا آنجا که فهم خودم می‌رسید از علل شکست اصولگرایان گفتم و از اینکه یکی از چالش‌های اصلی بر سر موضوع "اصلح و صالح مقبول" (برآمده از نظرسنجی‌های خود ساخته جریان رسانه‌ای صالح مقبول) و "تکلیف‌گرایی" بود.

اما بد نیست بدانید پدیده "اصلح و صالح مقبول" که نخست در انتخابات مجلس نهم مطرح شد، اولین بار کی و در چه شرایطی تئوریزه شده است.

متن را زیر را عینا از کتاب "زندگانی امیرالمومنین(علیه السلام)" نوشته سیدهاشم رسولی محلاتی آورده‌ام. بحث پیرامون شرایط رهبری و ولایت در دیدگاه تشیع و اهل سنت است که در اینجا نویسنده به شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید(ج1، ص2) اشاره کرده و می‌نویسد:

... جالب‌تر آنکه بعضی از آنها که قدری به ندای وجدان خود گوش فرا داده و نتوانسته‌اند افضلیت و برتر بودن علی(ع) را بر دیگران انکار کرده و نادیده بگیرند، گفته‌اند: ممکن است غیر افضل(یعنی مفضول) بر افضل مقدم شود و با وجود افضل، مفضول رهبر شود بخاطر مصالح عامه مسلمین؛ چنانکه مولف کتاب مواقف و شارح آن این رای را پذیرفته‌اند و در توجیح آن نیز سخن گفته‌اند و گویا اینان به پیروی از خود ابوبکر این رای را پذیرفته‌اند چنانکه در سیره حلبیه(ج3، ص386) آمده که رای ابوبکر این بود که جایز است مفضول بر افضل متولی و سرپرست گردد و بر او امارت کند.

و پس از نقل رای خلیفه گوید: و این مطلب حقی است که اهل سنت آن را پذیرفته و حق می‌دانند زیرا گاهی است که مفضول در مصالح دین و تدبیر امور و انتظام حال مردم بیناتر و نیرومندتر از افضل خواهد بود.

که با کمال تاسف باید همان گفتار سابق را دوباره بازگو کرده و گفت: برای اثبات یک مطلب نادرست و پذیرفتن یک سخن نابجا ببینید چه توجیهاتی می‌کنند و تاکجا پیش ‌می‌روند!

بد نیست این را هم بشنوید که برخی از این آقایان که خودشان نخواسته‌اند پاسخ این معما را بدهند و یا نتوانسته‌اند خود را به این رطب و یابسها راضی کنند، مسئله را به گردن خدا انداخته و خود را به اصطلاح از این مهلکه نجات داده و در خطبه افتتاحیه کتاب و حمد و ستایش پروردگار این چنین می‌گوید:

«الحمدلله الواحد العدل، الحمدلله الذی تفرد بالکمال فکل سواه منقوص...الذی وزّع منفّسات نعمه بین من یشاء من خلقه، واقتضت حکمته ان نافس الحاذق فی حذقه، فاحتسب به علیه من رزقه، و زوی الدنیا عن الفضلاء فلم یاخذها الشریف بشرفه، ولاالسابق بسبقه، و قدّم المفضول علی الافضل لمصلحة اقتضاها التکلیف، واختصّ الافضل من جلائل المآثر و نفائس المفاخر بما یعظم عن التشبیه و یجلّ عن التکلیف...»

تاسف‌بارتر از همه آن است که برخی از اینها ترتیب در خلافت را همان‌گونه که گفته شد (و در داستان سقیفه نیز خواهد آمد) بدون مشورت و با یک رای‌گیری خیلی عجولانه و سست(اگر نگوییم با توطئه و نقشه قبلی) بوده دلیل بر افضلیت گرفته و گفته‌اند:

بزرگان اهل سنت و جماعت عقیده دارند که افضل مردم پس از پیغمبر ابوبکر است و پس از او عمر و پس از او عثمان و پس از او علی(ع) و هرکسی در خلافت مقدم بوده درفضیلت هم مقدم است برای اینکه تقدیم مفضول بر فاضل محال است، زیرا آنها که بدین ترتیب آنها را به خلافت رساندند، مراعات فضیلت را می‌کردند.(گفتار احمد ابن محمد وتری بغدادی است در کتاب روضة‌الناظرین، ص2 که مرحوم علامه امینی در الغدیر، ج7، ص152 از او نقل کرده)


زیرپستی:

برای سلامتی و بهبودی کامل دوست عزیز و بزرگوارمان جناب آقای حسن شمسیان(وکیل و روزنامه‌نگار کیهان) که چند روز قبل با ضربه‌های چاقو مورد تعرض اراذل و اوباش قرار گرفتند دعا کنید. اتفاقا روز قبل از انتخابات در حاشیه سخنرانی آقای طائب داشتیم درباره همین موضوع "اصلح و صالح مقبول" و ماجرای سقیفه حرف می‌زدیم. یک حمد شفا برایشان هدیه کنید...