عمره دانشگاهیان کم کم رو به پایان است و هر روز تعداد دانشجویان مستقر در مدینه کمتر می‌شود. دوباره غربت مدینه در نبود دانشجوهای باصفا و خوش‌اشک ایرانی بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

عمره امسال با سال‌های قبل متفاوت بود که این تفاوت در چندین جنبه ظهور و بروز داشت. شاید جدی‌ترین تفاوت‌ها در زمینه‌های فرهنگی بوده باشد. برپایی حلقه‌های قرآنی باعظمت در مسجدالنبی(ص) و انس عالمانه با ادعیه معرفتی و اعتقادی شیعه از مهمترین جلوه‌های حضور دانشجویان در شهر پیغمبر بود بطوری که کمتر کاروانی را می‌توان پیدا کرد که از فیض زیارت جامعه کبیره بهره نبرده باشد، زیارتی که تببین کننده اعتقاد عمیق شیعه به مسئله ولایت اهل بیت(علیهم السلام) است.

به این بهانه پای صحبت‌های "حاج زین‌العابدین غلام" نشستم که به حق از احیاگران و مبلغان زیارت جامعه در جامعه دانشجویی و جوان کشور است.

حاج زین‌العابدین غلام که اینجا همه او را با نام "حاج غلام" می‌شناسند، از جانبازان جنگ تحمیلی است و چند سالی است همراه کاروان‌های دانشجویی بعنوان ذاکر اهل بیت به مدینه می‌آید و در طول یک‌ماه خدمتش، اجرای برنامه‌های وداع، دعای کمیل، ندبه و همچنین همایش‌های مسجد شیعیان و بعثه مقام معظم رهبری را برعهده دارد. در ماموریت امسالش هم تا امروز و در کمتر از 20 روز بیش از 110 مراسم را برای اهل‌بیت برپا کرده است.

به جز دانشجویان عمره‌گزار، همه جانبازان و آزادگانی که سابقه رفاقت با آزاده مرحوم ابوترابی را داشته‌اند هم با حاج غلام آشنا هستند چرا که اگر نوای دلسوز او نبود، شاید یک‌ماه پیاده روی از تهران به مشهد و قصر شیرین خیلی به آن‌ها سخت می‌گذشت.

او در مدینه علاوه بر زیارت جامعه کبیره، پیاده روی از مسجدالنبی(ص) تا احد که از سنت‌های حضرت زهرا(س) بوده را نیز پایه گذاری کرده و با گروهی از دانشجویان روزه‌دار این مسیر را طی می‌کند. او می‌گوید که این کار را به‌یاد مرحوم ابوترابی انجام داده است.

«به سمت قصر شیرین و مرز کربلا در حرکت بودیم و به پیچ‌های سرپل‌ذهاب رسیده بودیم که دیدم کاروان پیاده خودبخود می‌زند زیر گریه. رفتم به حاج‌آقای ابوترابی گفتم که من روضه نمی‌خوانم ولی بچه‌ها دارند گریه می‌کنند! حاج آقا دستش را روی شانه‌ام گذاشت و گفت این کاروان یک نگهبان دارد که اسمش ابالفضل العباس است(ع) و وقتی که از میان جمعیت عبور می‌کند نسیم خوشش به بچه‌ها می‌خورد و گریه می‌کنند.»

این گریز را می‌زد و به دانشجوها می‌گفت«خب رفقایی که در این سن جوانی به مدینه منوره مشرف شدید! بدانید که کاروان شما هم نگهبانی دارد و دائم با شماست.شاید الان که گریه می‌کنید...» بچه‌ها این جمله را که می‌شنیدند های های گریه می‌کردند و تازه روضه ام‌البنین(س) و حضرت عباس آنهم در مدینه شنیدنی می‌شد.

یک‌خانه 69 متری در کرج دست‌رنج سال‌ها تلاشش در شهرداری قم، گرمسار، ابهر، بوشهر و ... است و اکنون نیز سال‌های آخر خدمتش را در یک مجموعه فرهنگی در همان شهر کرج سپری می‌کند؛ شهری که دیگر بیش از 15 نفر از شاگردان کلاس‌های مداحی‌اش صاحب جلسه و روضه‌خوان اهل بیت(علیهم السلام) شده‌اند.

«در آن سال‌هایی که شهردار منطقه 2 قم بودم، خانه‌ای در منطقه صفائیه داشتم. هر روز که از شهرداری برمی‌گشتم و به صفائیه می‌رسیدم، نگاهی به حرم می‌کردم و اگر حالم منقلب می‌شد می‌فهمیدم که آن روزم مورد رضایت حضرت معصومه(سلام الله علیها) بوده و اگر اینطور نمی‌شد به حرم می‌رفتم و آنقدر متوسل می‌شدم به خود حضرت تا بفهمم کجای کار اشکال داشته است و بعد به خانه می‌رفتم.»

از سال 1372 تا الان یعنی 20 سال است که به دستگاه اهل بیت(ع) خدمت می‌کند و اعتقاد دارد، «اگر از همان سال عنایت اهل بیت نمی‌بود و من را نمی‌پذیرفتند،اکنون هیچ نبودم.»

بعد از مراسم شب گذشته که آخرین مراسم دانشجویی ختم جامعه کبیره در مدینه بود، یکی از جوان‌ها جلو آمد و با آن لهجه شیرین آذری‌اش به حاج غلام گفت:

-دمت گرم حاجی! یعنی تو این زیارتت از کسایی اشک می‌گیری که به عمرشون گریه نکردند و دلشون برای اهل بیت(ع) نلرزیده.

«من زخود هیچ ندارم که به آن فخر کنم/ هرچه دارم همه از آل محمد(ص) دارم»

لینک مطلب


زیرپستی:

عمر سفر خیلی کوتاهه، سفر من هم یک هفته جلو افتاد و پنجشنبه همین هفته باید با مدینه وداع کنم.