این روزها زود از سر کار به خانه می روم آن هم فقط برای اینکه بتوانم یک کتاب را بیشتر بخوانم. الان تقریبا به صفحه300 از این کتاب 800صفحه ای رسیدم و به مقامی دست پیدا کردم که در خیابان و سرکار و درس دائما خاطرات آن جلوی چشمانم زنده می شود و در تلاش برای رسیدن دوباره به کتاب هستم!

هفته پیش با وحید از بهشت زهرا(س) می آمدیم و انقدر از این کتاب تعریف کرد که عاشقش شدم و خدا خیرش دهد، خودش هم برایم آورد!

اسم کتاب، «پایی که جاماند» است و خاطرات و ماوقع روزانه بیش از دوسال اسارت «سید ناصر حسینی پور» است.

عجیب حکایاتی دارد، از مقاومت رزمندگان در جاده و پد خندق که ابتدای داستان است و بعد هم شرح اسارت.

رهبر انقلاب هم بر این کتاب دست نوشته‌ای مرقوم کردند که در زیر می بینید:


متن دست نوشته رهبری:

بسمه تعالی

تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما را در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آنچنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایت استثنایی از حوادث تکان دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده می‌گذارد و او را مبهوت می‌کند. احساس خواننده از یک سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سویی دیگر غم و خشم و نفرت. … درود و سلام به خانواده‌های مجاهد و مقاوم حسینی.

2/6/91

سیدعلی خامنه‌ای

این هم لینک معرفی این کتاب در کتابخانه دانشجویان ایران