این تصویر جدیدترین نسخه خبرنامه کاغذی است که پخش امروز(۸/۸/۹۰) آن در نمایشگاه مطبوعات باعث بوجود آمدن «تنش و چالش» (البته بقول مسئولین نمایشگاه) در رسانه ها شد و برای همین جمعمان کردند!

بر فرض که در نمایشگاه بتوانید دهانمان را ببندید(که البته ما کار خودمان را کردیم و خبرنامه را در بیشتر غرفه ها پخش کردیم!) اما در بیشتر از 60 دانشگاهی که در این هفته قرار است این خبرنامه پخش شود،چکار می خواهید کنید؟!

اصلا عادلانه نیست مسئولین نمایشگاه هم در تابه ای که مشغول تفت دادن جریان انحرافی و ساکتین فتنه 88 است به جلز و ولز بی افتند؛آن هم با دست افرادی که خود مصداق غریق هستند در «الغریق یتشبث بکل حشیش» و لابد آنها هم مصداق«حشیش»می شوند که خیلی بد است!

در دقایق اول توزیع ،یکی از مسئولان غرفه ایرنا به سراغمان آمد و گفت جمعش کنید وگرنه ازتان شکایت می کنیم و جمعتان می کنیم!!!

یادش بخیر وقتی بچه های حزب اللهی در ایرنا و موسسه ایران مایه افتخار ما بودند، اما الان فقط توهم دارند که «من(ما!) ایران را دوست دارم»

امسال یکروز قبل از بازگشایی نمایشگاه، سری به مصلا زدم تا اگر کاری برای دوستانم در غرفه «خبرنامه دانشجویان ایران»باقی مانده انجام دهم. سر راه از غرفه ایرنا هم رد شدم که دخترانی با وضعیتی وصف ناپذیر در حال سر و سامان دادن به غرفه ایرنا بودن!

دخترانی آنقدر منورالفکر و راحت که حتی من هم بی اختیار و با اولین نگاهی که به غرفه شان انداختم توانستم رنگ کشی که با آن موهایشان را از پشت بسته بودند تشخیص دهم و احتمالا آن چند آقایی که پشت سرشان ایستاده بودند حتی تشخیص می دادند که مویشان فر و مجعد است و یا..!

و یادش بخیر که در سال گذشته افرادی در این غرفه کار می کردند که بالفعل می توانستند ریششان را هم با کش ببندند(!) و چقدر امسال جایشان خالی است که اگر بودند نمی گذاشتند کلاه شاپو بسرها در این غرفه مصاحبه دهند و آنجا را خانه امیدشان بدانند.

جای کسانی که در کش و قوس فتنه 88،«رمز عبور»ها را به بدنه جامعه تزریق می کردند و چقدر جای کاوه اشتهاردی در غرفه «ایران»خالی است...