سینمای فصلی

کاهش فروش فیلم های سینمایی در مقایسه میزان فروش پنج فیلم پرفروش سال 1388 و سال 1389)مقایسه 6ماه اول سال 88 با همین زمان در سال89) فضای نگران‌کننده سینمای ایران را بیش از پیش به نمایش می‌گذارد.

نبودِ هیچ فیلم میلیاردی در میان آثار اکران شده در سال ۱۳۸۹، پایین آمدن تعداد تماشاگران و از سوی دیگر افزایش ۳۳ درصدی قیمت بلیت های سینما همگی تصویری ناخوشایند از شرایط کنونی سینمای ایران پیش روی فعالان این عرصه قرار می دهد؛ فعالانی که برخلاف بیان نگرانی ها و گاه ارائه برنامه ای برای رفع این بحران هنوز نتوانستند به راهکاری عملی برای رفع بحران موجود برسند.

سال ۱۳۸۵ بود. زمانی که یک فیلم نسبتاَ متفاوت روی پرده سینماها رفت. «آتش بس» به کارگردانی تهمینه میلانی با توجه به فضای کمدی و حضور دو بازیگر ستاره توانست فروش خود را در سال ۱۳۸۵ روز به روز افزایش دهد. با بالا رفتن فروش این فیلم اتفاقی تازه در سینمای ایران رخ داد و فروش یک فیلم به میلیارد رسید البته فیلمی همانند «مارمولک» در سال ۱۳۸۳ نیز توانسته بود در مدت زمان ۲۱ روزه اکران به فروش ۷۰۰ میلیونی برسد، اما نه مدت زمان اکران اجازه داد و نه مبلغ بلیت سینما که این رکورد به نام فیلم کمال تبریزی ثبت شود.

گذر از فروش میلیاردی در فیلم های ایرانی ،توقع دست‌یابی به این فروش را در میان سینماگران ایرانی به وجود آورد و همه برای رسیدن به این میزان فروش تلاش کردند.

سال ۱۳۸۸ اوج دست یابی به این هدف نسبتا دور از دسترس بود. با احتساب فروش فیلم ها در سینماهای تهران در شش ماه اولیه این سال، سه فیلم «اخراجی ها ۲»، «دو خواهر» و «درباره الی» موفق شدند از مرز فروش میلیاردی گذر کنند.

«اخراجی ها ۲» به کارگردانی مسعود ده نمکی، بعد از فیلم پرمخاطب «اخراجی ها» به نمایش عمومی درآمد؛ فیلمی که توانسته بود تماشاگران را راهی سالن سینما کند و اگر تکثیر کپی های فیلم فرصت می داد شاید اولین بخش از فیلم ده نمکی نیز می توانست به فروش بالای میلیاردی دست پیدا کند.

فیلم سینمایی «اخراجی ها ۲» توانست در سال ۱۳۸۸ گروه عمده ای از تماشاگران را در تهران و شهرستان ها راهی سالن سینما کند و فروش آن در مجموعه تهران و شهرستان به هشت میلیارد تومان رسید.

کسی تصور نمی کرد میزان مخاطب سال قبل سینما حسرتی برای امسال باشد. تاثیر شرایط اجتماعی بر سینما و مسائلی از این دست اجازه نمی داد تا فیلم ها آنچنان که انتظار می رفت فروش کنند، اما دو عامل اکران فیلم های متعدد و تدابیری همانند اجرای طرح اکران افطار تا سحر و طولانی کردن مدت زمان نمایش برخی از آثار موجب شد تا از همه شرایط دشوار، سینمای ایران بهره بالایی ببرد.

هرچند راهکارهای مورد استفاده در سال ۱۳۸۸ توانست تماشاگران را به سینمای ایران بیاورد، اما امسال در حتی همان دستورالعمل ها به نتیجه نرسیدند و شرایط حضور گسترده تماشاگران را در سینمای ایران به وجود نیاوردند.

سینمای ایران از ابتدای امسال با افزایش یک دفعه ای قیمت بلیت های سینما مواجه شد. تماشاگران در مراجعه به سالن های سینما درجه ممتاز با قیمت بلیت ۴۰۰۰ تومان مواجه شدند؛ رقمی که به تعبیر اغلب دست اندرکاران سینما با توجه هزینه های صرف شده برای تولید فیلم های سینمایی و سایر تفریح های اجتماعی به هیچ عنوان بالا نیست.

اما همین افزایش قیمت بلیت سینما در کنار مجموعه فیلم هایی که امسال به نمایش عمومی درآمدند همگی در کنار هم موجب شد سینمای ایران، نیمه اول سال ۱۳۸۹ را بدون دست یابی به فروشی میلیاردی پشت سر بگذارد.

از میان فیلم های اکران شده از ابتدای سال تا آخر تابستان، «پوپک و مش ماشالله» به کارگردانی فرزاد موتمن عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آن خود کرد.

فیلم موتمن که نوروز امسال روی پرده رفت از جهت حال و هوا و میزان فروش، تفاوتی عمده با دیگر آثار این کارگردان داشت. «پوپک و مش ماشالله» با فروش ۹۰۶ میلیون تومانی از پرده سینما پایین آمد و سینماهای نمایش‌دهنده را ترک کرد.

«تسویه حساب» به کارگردانی تهمینه میلانی که در نوروز امسال روی پرده رفت و برای نمایش در برخی شهرستان ها به مشکل برخورد با فروش ۷۲۶ میلیون تومانی از پرده سینماها پایین آمد.

نیمه اول سال ۱۳۸۹ روزهای ناامید کننده ای برای سینمای ایران بود؛ روزهایی که حتی اجرای طرحی همانند اکران افطار تا سحر هم نتوانست آنچنان که تصور می شد مخاطب را با سینما آشتی دهد. در این شش ماه اول امسال فقط فوتبال های جام جهانی بودند که افراد را شبانه از خانه های خود خارج و به سالن های سینما کشاندند؛ مسئله ای که البته انتقاد گروهی از سینماگران را هم به همراه داشت.

نمی توان همه مشکلات را به افزایش قیمت بلیت ها  یا کاستی های فنی و ضعف مدیریتی مرتبط دانست ،مسئله اصلی که تهیه کنندگان، کارگردانان و حتی مدیران سینمایی کشور از آن غافل مانده اند و یادر عین آگاهی بقای سینما را در انکار آن می بینند، ذائقه مخاطب است که متاسفانه تحلیل جامع الاطرافی از آن ارائه نشده است و در سینمای کشور،فقط خوراک مخاطبان خاصی تامین شده است.متاسفانه تهیه کنندگان ما سود آوری و سرمایه گذاری را نمی بینند مگر در تولید فیلم فارسی، فیلم های با مشخصه هایی از قبیل: رقص و آواز بدون ارتباط با داستان، نبود روابط علت و معلولی، عشق‌های غیرواقعی، حادثه پردازی و غیره، که عموما با گرته برداری از سینمای هالیوود و هند و در فضایی ایرانیزه ساخته می‌ شوند.در سینمای کمدی ما وضع بگونه ایست که خنداندن مردم هدفی آرمانی شده است و ابتذال را که وسیله ایست برای ایجاد شعف کاذب در بیننده،اتفاقا توجیه هم می کند!

با مقایسه و تحلیل مختصری از استقبال و فروش  فیلم های تهمینه میلانی-كارگردان آثار فاخر و  فمينيسمي سينماي ايران!-  هم،به شهود مختصری درباره تغییر ذائقه مخاطبان خواهید رسید. 

شاهد مثال دیگر آن را می توان فیلم"ملک سلیمان" دانست که با وجود کمی سالن(14تا در تهران)،از اوایل پاییز تا کنون،حدود سه میلیارد فروش داشته است و این نتیجه روی آوردن مخاطبان به فیلم های ارزشی است که البته "اخراجی ها 1 و2"نیز موید همین مسئله است. البته این گونه فیلم ها ،همیشه آماج حملات "خانه سینما"یی ها بوده است و خواهد بود،چراکه در تفکرات آنان،ارزشی ترین رخداد ها،همين آثار تهمينه ميلاني است كه فرياد آزادي و حقوق زنان را سر مي دهد. با این سطح فکر است که در میتینگ سیاسی و یا بقول خودشان در جشن خانه سینمای امسال،وقتی که عکس مسعود ده نمکی و محمدرضا شریفی نیا روی پرده می افتد،اعضا روشن فکر این نهاد که عمری شعار " زنده باد مخالف من" شان گوش فلک را کر کرده بود، شروع می کنن به هو کردن این دو هنرمند متعهد.

از اینگونه موارد حتی در مورد سریال های ارزشی رسانه ملی هم می توان پیدا کرد،مثلا شبهه ای که بر سر فیلمنامه "یوسف پیامبر" آوردند و فرج الله سلحشور-کارگردان-را متهم کردن به دزدی فیلمنامه و بعد از دادگاهی که برگزار شد و با دفاعیات سلحشور،جلسه بعدی موکول شد به وقتی که اسناد و مدارک این دزدی توسط فرد شاکی-طاهری- ارایه شود و فرد شاکی ماه هاست که به دنبال یافتن اسناد و مدارک است!

در نقدی بر "ملک سلیمان" که با عنوان "فاجعه 5میلیاردی" نوشته شده بود،خواندم:

" احتمالا تمام افتخار کارگردان تقلید لاستی از دود سیاه است. یا صحنه بی ملاحتی مثل پرواز کشتی که در سالن سینمایی که من در آن بودم همه درحال تمسخرش بودند. آنقدر این صحنه که قرار بود معجزه یک پیامبر باشد بی منطق و بد ساخته شده بود که تمام سینما بلند می خندید و هرکس متلکی می انداخت..."

اگر لفظ "بی منطق" ی که بکار بردید برمی گردد به منطق ساخت صحنه،که نظر شما هم درجای خود محترم و قابل بررسی است ولی اگر منظورتان منطق معجزه بود:

لازم است بدانید که معجزات همه در بستر قاعده اسباب و مسببات الهی واقع می شوند و هیچکدام نظام علیتی که خداوند بر طبیعت حاکم کرده است را نقض نخواهند کرد و می توان گفت که معجزه امری خلاف عادت است و اصلا فراعقلی برای جامعه بشری است و الا اگر بقول شما آقای منتقد قرار می بود که با منطق شما سازگار باشد که دیگر نام معجزه بر آن اطلاق نمی شد و خنده ی شما در سالن سینما،خنده ای بود به نفهمی تان در اسباب و علل  وعجز آدمي در مقابل خداوند که البته خنده مقدسی است!

اگر در صحنه این چنینی قرار می بود بر بی منطقی صحنه خنده تان بگیرد، پس احتمالا فیلم "ترمیناتور" و يا غالب فيلم هاي توليدي شرق آسيا را باید برای شما یک فیلم کمدی محض محسوب کرد!

با این حال و با وجود حملات گوناگون به فیلم های ارزشی، آمار بازدید و فروش گیشه ها،حاکی از گرایش مخاطبان به سمت و سوی همین فیلم هاست و نه فیلم های مبتذلی که کمبود محتوا و البته شاید دردسترس بودن همیشگی سوژه،زحمت ساختشان را به یک فصل  هم نمی رساند!

دردآور است که کارگردانی مثل همایون اسعدیان برای ساخت فیلم "طلا و مس" مجبور باشد فیلمی مثل"10رقمی" را صرفا برای تصاحب گیشه و جذب مخاطب بسازد. و یا مثلا همین قدر بدانید که ابوالقاسم طالبی فیلم"اینجا غبار روشن است" - که مربوط به فتنه 88 هست- را دارد می سازد،حالا تا چوب هایی را که لای چرخش کرده اند درآورد، کلی طول می کشد و بعید می دانم که تا دو سال آینده اکران شود و البته حساسیت های خاصی هم روی ایشان هست که تقریبا از هر دو فیلمشان،یکی مجوز پخش می گیرد مثلا فیلم"آقای رئیس جمهور" ایشان در دولت اطلاحات ساخته شد و همین دولت که داعیه دار آزادی بیان بود،مجوز اکران این فیلم را نداد!

"زنده باد مخالف من" !

اینقدر عرصه بر کارگردان های ارزشی تنگ شده که دیگر ابایی نداریم از این که در روزهایی نه چندان دور بشنویم مثلا فیلم جدید حاتمی کیا ،خیلی بی ارتباط با "عاشق"، "دلداده" ،"آتش بس" و .... نیست!


زیر پستی:

نیمه ابتدایی مقاله،کار بچه های تبیان و نیمه آخرش هم کار خودمه.

این دوتا فایل هم بی ربط با پست نیست٬اولیش مربوط به خانه سینماست و دومیش هم مربوط به جشنواره نهال هست که اشکالات سینما رو پایه ای دونسته و  عدم تربیت و پرورش درست نیروهای متعهد رو عامل انحراف سینمای ما مطرح کرده.

مطلب خانه سینما رو "رجانیوز" کارکرده و جشنواره نهال رو هم "روزنامه کیهان" زحمتش رو کشیده.

بحران خانه سینما،نتیجه سیاسی بازی

جشنواره نهال

اینست آزادی بیان؟!

امام خمینی(ره):

اگر دیدید که دشمن برای شما کف می زند،به عملکرد خود شک کنید.(نقل به مضمون)

دقایقی پیش سایت خبرنامه دانشجویان ایران توسط ایادی مزدور اسرائیل هک شد.این در  حالی است که خبرنامه کاغذی دانشجویان ایران هر هفته در بین دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور توزیع می شود و با استقبال پرشور دانشجویان همراه بوده است.

مطالبی که در تصاویر و لینک آن نوشته شده است:

I love israel(نوشته شده در زیر پرچم رژیم اشغالگر قدس)

احمدی نژاد،هیتلر دوم

من از عرب ها نمی ترسم و برای آن ها آرزوی مرگ می کنم

 

پاک کن خرسی!

" این پاک کن را روزی از روی جاهلیت برداشته بودم،حالا سرم به سنگ خورده و پیش خودم گفتم که باید این بدهی را بپردازم؛ برای همین گفتم که این را صحیح و سالم به صاحبش برگردانم،امیدوارم که منو ببخشید. والسلام "

بعضی وقتا،آدم ها  کارایی می کنن که بدجوری می پیچونن ت  توخودت و گذشته هات!

این پاک کن می دونید برا چه وقتیه؟

فکر کنم سوم دبستان بودم که خواهرم یه بسته شش تایی از این پاک کن های سرمدادی رو تو روز تولدم بهم هدیه داد،میشه حدودا سال 79. حالا یکی از هم کلاسی های من، تو مستی بچه گیش،شیفته این پاک کن خرسی من میشه و بی هوا برش می داره برا خودش!

الآنم بعد از حدود 9سال، دُز عرفانیش میزنه بالا و میاد این نامه رو به همراه همون پاک کنه می ندازه تو خونه ما!

فکرش رو بکنید که مثلا تو یه شب قدری چقدر این بابا از حق الناس ترسیده که بعد از 9سال همچین کاری می کنه. خدا کنه تو اون شب باحالی که داشته،یاد رفیق رفقای کج و کنجل دبستانی ش هم بوده باشه.

ای خدا! به ما هم از این معرفت های باحالت بده...

اگر همه مردم اینقدر به حق الناس مقید می بودن،چی می شد؟

این پست که تموم شد ولی فقط خداوکیلی 5دقیقه با خودتون خلوت کنید،شاید همین وسطای فکرتون مثل این بابا،یه جایی سرتون بخوره به سنگ ها!

حاسبوا قبل ان تحاسبوا...

به حسابتون برسید،قبل از اینکه به حسابتون برسند...

 

 


زیر پستی:

اون مقاله سینمایی که قولش رو داده بودم،آماده س ولی دادم به یکی از رفقای اهل فن که بخونه و نظرش رو بگه و نظرش رو گفت:

" برا روزنامه شرق مقاله نوشتی؟! "

اینه که احتمالا باید یه جاهاییش اصلاح بشه!