به خواب اون هم میاد؟...پس چرا..؟

الحمدلله به برکت ایام فاطمیه هر کسی به هر نحوی که می تونه در این ایام  ارادت خودش رو به دستگاه اهل بیت نشون میده ؛ به عنوان مثال با برپایی هیئات،شعارنویسی پشت ماشین ها،توزیع شربت در روز شهادت،راه اندازی  دسته عزاداری و همچنین عده ای هم با اجرای تئاتر با موضوع فاطمیه...خدا از همشون قبول کنه...

دیروز با چندتا از رفقا مشرف شدیم به تالار وحدت برای تماشای تئاتر "به خواب من هم بیا" به کارگردانی برادر گرامی آقای "مداحیان" که به مناسبت ایام فاطمیه اجرا میشه. چون اثر مذهبیه و با نام فاطمیه اجرا میشه ،قاعدتا باید نظرکرده هم باشه ،بنابراین از ذکر انتقادات و معایب اثر خودداری می کنم و لهذا مراتب تشکر خودم و دوستانم رو در چند بند خدمت مسئولان امر علی الخصوص کارگردان ارزشی اثر تقدیم می کنم.

تشکر می کنم:

1-بخاطر اجرای گروه فرم در ابتدای نمایش و حرکات موزونشان(رقص نبود ها،اسمش حرکات موزونه!)

2-بخاطر لباس های استرج عزیزان گروه فرم که هر بیننده ای رو سر ذوق می آورد؛ مخصوصا بینندگان نشسته در ردیف های اول!

3-بخاطر اون آقا مو بلنده! که لنگ طویلشان در هوا رقص کنان می چرخید و نقطه اوج لنگشون چیزی حدود 2متر بالاتر از کف سن بود!....که البته ایشون هم در آخر نمایش لباس های استرج خودش رو عوض کرد و لباسی بهشتی بر تن کرد و سربندی منقش به نام
"یا زهرا" نیز بر خود ببست!

4-بخاطر موسیقی تکنوی پخش شده در زمینه کار.

5-بخاطر خواننده زن اثر که نوای آه دلنشینش کلی از جوون های مجلس رو زد به جدول!...و صد البته که اشکال شرعی نداشت، چون اثر فاطمی بود!

6-بخاطر تلفیق صدای حاج حسن خلج با موسیقی های اصیل اعم از سنتی،تکنو،جاز،راک،پاپ و ...(بعد از اجرا همگی متفق القول به این نتیجه رسیدیم که اگر از برادر گرامی آقای ساسی مانکن در کار استفاده می شد،احتمالا اثرگذاری کار خیلی بیشتر می شد!)

7-بخاطر دیالوگ های مودبانه و اخلاقی مرد جهود از قبیل:

-مرده شور اون در رو ببرن!(منظور در خانه حضرت زهرا بود....باورتون میشه؟!)

8-بخاطر نمایش صحنه بهشت و دکور بی نظیرش که چندتا شی خمیده و 2تا اسب معلق در هوا(در حالی که به همدیگه چسبیده بودن و باد یالشون رو تاب داده بود....تاب دادنی!) کامل کننده رقص مجدد گروه فرم - ببخشید،حرکات موزون! – بود.

9-بخاطر تاثیرگذاری عمیق اثر در مخاطبان و منقلب شدن تعداد کثیری از بینندگان که به پهنای صورت اشک می ریختن و از سالن خارج می شدن.(البته این اشک چند وجه داشت،عده ای از خنده اشکشان درآمده بود و عده ای هم لابد بخاطر مظلومیت فاطمیه و اجرای این تئاتر ارزشی در این ایام گریه شان گرفته بود!) لازم به ذکره که به علت معنویت بالای کار ،پس از پایان نمایش و روی سن آمدن عوامل، مردم، آن عزیزان همام رو لبریز کردن از تشویق های مرتب و سوت های خود اعم از بلبلی،کشیده،تک ضرب ،یک انگشی،دو انگشتی و...

10-بخاطر شوخی های با نمک و حتی خیلی با نمک  بازیگران و بداهه های فوق العاده شان از قبیل:

-مگه ننت سر زا رفته که انقدر می خوای ازش بدونی؟

-پسر خطاب به پدر: مگه شما تا حالا مادر بودن رو تجربه کردید؟

این دوتا دیالوگ بینندگان را روده بر کرده بود!

12-بخاطر پخش کلام الله مجید با نوایی از موسیقی های اصیل که قبلا ذکر شد!

13-بخاطر زنده کردن روح ورزشهای پهلوانی در ملت با چرخیدن یکی از بازیگران در وسط سن که اگر یه مقدار سریع تر می چرخید، مطمئنا مورد تشویق حضار قرار می گرفت؛که البته اگر یکی بانی می شد و اون وسط کباده هم می کشید،به جذابیت اثر اضافه می شد و صد البته که همه ی این حرکات مربوط به یک نمایش فاطمی ست!

14-بخاطر سوت های اون خانوم محجبه که معنویت کار اون رو شدیدا منقلب کرده بود(جدی میگم،واقعا حجابش کامل بود!) و  جلوی من ایستاده بود و برای عوامل سوت می زد!

15-بخاطر انقلاب عظیم اون جوون کنار دستی من که سوت می زد و به عوامل می گفت: "قبول باشه!"

در این جا بر خودم واجب می دونم تا از حامیان اثر هم تشکر کنم که ذیلا به استحضار می رسد:

انجمن هنرهای نمایشی ایران،بنیاد رودکی،گروه تراب،سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و ...

و در آخر می خواستم مژده ظهور را به شما بدهم چون خیلی از اتفاقات پیش بینی شده با احادیث و روایات در مورد آخر الزمان، دفعتا و یک جا در این نمایش فخیم به اجرا گذاشته شد!

ظهور نزدیک است...انشاالله

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...

 

 

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

وای من و وای من و وای من

میخ در و سینه زهرای من...

..................

بعد التحریر:

اینم آدرس جدید سایت حسین قدیانی(داداش حسین!).لطفا اطلاع رسانی کنید و لینکش رو هم در وبلاگتون تصحیح کنید.

نمایشگاه بین المللی فساد تهران!

بی خیال تیتر پست بشید،حوصله ی توضیح دادنش رو ندارم(و البته صلاح هم نیست!) فقط گفتم که مظنه(شما که معلمی،املاش درسته؟) دستتون بیاد و هدف این پست چیز دیگه ایه:

جاتون خیلی خالی بود،هیچ وقت انقدر وقت برام با برکت نشده بود،اونقدر تو نمایشگاه با این و اون گپ و گفت داشتیم که انشالله تاثیرات مثبتش رو در آینده خواهید دید! چندتا از این دیدار ها رو براتون میگم:

1-رضا امیرخانی (نویسنده کتاب هایی چون: من او،ارمیا،بیوتن،ناصر ارمنی،نشت نشا،نفحات نفت و ...)

رفتم تو vip سوره مهر،جز سلام چیزی نتونستم بگم،خیلی جو سنگین بود! فقط تونستم باهاش عکس یادگاری بگیرم و البته بهش گفتم که مشتری همیشگی کتاب هاشم!

2-سهیل محمودی (من بودم و ...!....شناختینش؟)

کلی باهاش گرم گرفتیم و وقتی فهمید که ما(من و تنی چند از رفقا!) از دانشگاه شاهد اومدیم،انداخت تو فاز معنویت و شهادت و خلاصه کلی فیلم هندی بازی کرد! از اونجا هم گریزی زد به سیاست و انتخابات،گریز زدنی!....بهش گفتم چرا تو تلویزیون برنامه نداری؟ گفتش که تو این ایام یه خورده دُز خس و خاشاکیتش زده بالا!...بحث هایی هم اونجا مطرح شد که من بخاطر گرم موندن روابط دوستانم با ایشون،همه ی جوابامو تو خودم قورت میدادم که البته کل حرفای ایشون با یک جمله از فرمایشات امام خمینی(ره) جواب داده می شد:

*میزان حال فعلی افراد است*

3-ناصر فیض (اون کلیپش که جلوی آقا شعر خونده خیلی معروفه که شاه بیتش اینه: مرگا به من که با پر طاووس عالمی*یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم...لینکش رو هم کنار وبلاگ با نام "املت دسته دار" می تونید ببینید.)

حدود 40،30 دقیقه باهاش حرف زدم (اونم بصورت نیمه خصوصی!)،خیلی استفاده کردم از کتاب های پیشنهادیشون و کلا حرفاشون که دقیقا نمی تونم براتون شرح ماوقع بدم چون یا شماها وبلاگ من رو تحریم می کنید و یا بلاگفا زحمت فیلتر شدنش رو متقبل میشه!...البته برای فهمیدن حدودیه ماوقع، میتونید شعر "کلید" ایشون رو از کتاب "نزدیک ته خیار" بخونید فقط بعدش به من خورده نگیرید،من فقط پیشنهاد کردم!

4-ابراهیم حسن بیگی (از نویسنده های درجه 1 و از رفقای امیرخانی و رهگذر،تا چند ماه دیگه منتظر رمان "عالیجناب شهردار" ایشون باشید...رمانی سیاسی و فوق العاده که انشالله بر و بچه های ارشاد رحمی کنند و میون این همه مجوز فیلم های خوش مضمون سینما و تلویزیون،به این کتاب هم مجوز بدن!)

صحبت با ایشون خیلی طول نکشید و بیشتر مسائل حول پسر ایشون بود اکه از رفقای خوب(خیلی خوب!) من و داداشمه! ولی حیف شد که آخرشم نتونستم خود آقا مصطفی رو ببینم(البته سراغش رو از امیرخانی هم گرفتم،اونم گفت که از صبح تا حالا ندیدتش!)

5-بگم؟...بگم؟.....حسین قدیانی (دیگه توضیح ندم،همتون میشناسیدش با نام قطعه 26 که البته توسط ..؟!..هک شده.به گفته خود ایشون تا چند وقت دیگه سایتشون راه اندازی میشه و اطلاعیه هاش رو می تونید از وبلاگ دوئل(میثم محمد حسنی) و کلیه وبلاگ های اینجوری مثل آرمان های اینجوری(!) ببینید)

دیدار با ایشون فوق العاده بود،هیچ وقت فکر نمی کردم که بتونم ایشون رو تنهایی و نیمه خصوصی ببینم. کتاب نه ده ایشون رو هم حتما از غرفه مرکز اسناد انقلاب اسلامی بخرید.

اینم صفحه دوم کتاب نُه ده من با امضای حسین قدیانی عزیز:

در آخر هم کتاب هایی که به نظرم با خریدشون ضرر نمی کنید رو معرفی می کنم:(البته من کی باشم که بخوام کتاب پیشنهاد کنم؟!) 

-مرکز اسناد انقلاب اسلامی-راهرو ۲۶-:

نُه ده،شنبه پس از انتخابات،تقلب بزرگ و...

-سوره مهر(علیه الرحمه!)-راهرو 27-:

دا،من او،مردگان باغ سبز،نزدیک ته خیار،املت دسته دار،سفر به گرای 270درجه،آنا هنوز هم می خندد و ...

- کتاب نیستان-راهرو24-:

پدر عشق و پسر،کشتی پهلوگرفته،نامیرا،یک لیوان شطح داغ،ناصر ارمنی،رزیتاخاتون و ...

 چند تذکر نُقلی:

*قید گرفتن بن دانشجویی رو هم بزنید چون با اون صفی که من دیدم،احتمالا مثل شب های قبل از دربی باید تو مصلی چادر بزنید!

* این رو هم بگم که تو نمایشگاه خیلی مراقب عنوان این پست باشید!

*یکی از دوستان خوب من(ا.یزدانمهر)امروز عمل داره،لطف کنید برای سلامتی همه مریضا و مخصوصا ایشون،یه حمد تنها بخونید با یه صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد(وعجل فرجهم)

 

تمت   

امید نذار بمیره.....غم جای اونو بگیره!

بعد از گنده گویی(!) های اخیر اوباما و تهدید ایران به سلاح اتمی، چند تا از رفقا مکررا از من می پرسیدند که واقعا آمریکا می خواد به ایران حمله کنه؟....اگه حمله بکنه چی میشه؟

یکی از رفقا که خیلی نا امید شده بود به من گفت که جوونای الآن اصلا مثل جوونای قدیم نیستند و خیلیاشون غیرت ملی ندارن،منم بهش گفتم اتفاقا الآن اوضاع از قدیم و زمان جنگ خیلی بهتر شده مگه ما کلا چند تا شهید دادیم؟...حدود 400هزارتا....تازه مگه همشون جوون بودن؟....خیلی ها بعد از یه بار اعزام فهمیدن که ترکش برا بدنشون ضرر داره و سنگر رو بوسیدن گذاشتن کنار! به قول حاج آقا پناهیان،جوونای الآن چند تا از قدیمیا رو مثل همت،خرازی،باکری و ... رو برا خودشون اسطوره ای دست نا یافتنی کردن و برای همین فکر می کنن که نسل خودشون از همت ها و باکری ها خیلی عقب افتاده تره،بابا مگه شما 9دی رو ندیدید؟ مگه 22بهمن رو ندیدید؟این همه جوون اومدن با آرمان های امام و رهبری تجدید میثاق کردن،هیچ کدومشون رو ندیدید؟

همه جوونای ما روحشون پر میزنه برا دفاع از آب و خاکشون،دیگه  ریش دار و بی ریش نداره، یقه آخوندی و یقه هفت دیگه نداره،شلوار لی(حتی این جدیداش که فاق کوتاهه!) و پارچه ای(حتی اون قدیمیاش که 20،30 تایی پیلی داشت!) دیگه ملاک نیست....همه چی میشه دفاع از ناموس،انقلاب،نظام و یه مشت خاک پاک وطن.

مع هذا،این متن پایین رو از صحیفه امام اتنخاب کردم برای نا امیدا و کلا هرکسی که فکر می کنه قراره یه روزی آمریکا به ایران حمله بکنه. به این هم توجه کنید که این حرفای امام برای حدود 30سال قبله که فکر کنم اون موقع هنوز پوکه ی فشنگ رو هم بلد نبودیم خودمون بسازیم!...الآن که تا دلت بخواد موشک  میان برد و دور برد و کروز و بالستیک و....خدا بده برکت! اسم موشک ها رو هم نمی برم برای اینکه  یه وقت ریا نشه! ولی یدونشون رو که خودم عاشقشم ونمی تونم به این راحتی از کنارش رد بشم براتون میگم:

سجیل.... اونم نسل جدید بهینه شدش،جانم!!!!(چون خیلی دوسش دارم،عکش رو هم گذاشتم!)

در ضمن،وزارت دفاع آمریکا هم طی نامه ای به کنگره هشدار داده که ایران تا سال 2015 قادر به ساخت موشکی خواهد بود که بندازه کمربندی و از اونجا بزنه تو سینه تنگ اوباما!...بازم می ترسی؟

فرمایشات حضرت امام رو گذاشتم تو ادامه مطلب،حتما حتما بخونیدش خیلی بهتون روحیه میده!

یه چیزی هم می خواستم بگم البته روم سیاه! ولی بعید می دونم تا آخر اردیبهشت بتونم آپ کنم، دعا کنید برای خودم و امتحانام!

ادامه نوشته